الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

661

إحياء علوم الدين ( فارسى )

را در بدى نگرفتند . و يحيى بن معاذ رازى گفت : اخلاص جدا كردن عمل است از عيب ، چون جدا كردن شير است از سرگين و خون . و گفتند كه مردى بود در زىّ « 94 » زنان بيرون آمدى ، و در عروسيها و ماتمها كه زنان در آن فراهم آمدندى حاضر شدى ، پس روزى در موضعى حاضر شد و درّى بدزديدند ، گفتند : در ببنديد تا تفتيش كنيم . پس يگان يگان را تفتيش مىكردند تا نوبت به دو ، و زنى كه با او بود ، رسيد . پس دعا خواست از خداى - عز و جل - به اخلاص و گفت : اگر از اين فضيحت خلاص يابم ديگر به مثل اين عمل مشغول نشوم . پس در را با آن زن يافتند و گفتند : حرّه « 95 » را بگذاريد كه در را بيافتيم . و يكى از صوفيان گفت كه با أبو عبيد تسترى ايستاده بودم و او زمين خود را شديار « 96 » مىكرد پس از نماز ديگر از روز عرفه ، پس يكى از دوستان او از ابدال بر او گذشت و چيزى پوشيده با وى بگفت ، او گفت : نى . پس چون او بگذشت زمين را مىپيمود تا از چشم من غايب شد ، ابو عبيد را پرسيدم كه با تو چه گفت ؟ گفت : درخواست از من كه با او حج كنم ، گفتم : نى . گفتم : چرا نكردى ؟ گفت : در حج نيت نداشتم ، و نيت كرده بودم كه اين زمين را شبانگاه به إتمام رسانم ، پس بترسيدم اگر با او حج كنم در معرض خشم خداى آيم ، چه در عمل خداى غير آن در آورده باشم . پس آن چه من در آن بودم نزديك من بزرگتر از هفتاد حج بود . و يكى از ايشان گفت كه به غزو رفتم ، در دريا نشستم ، پس يكى توبره‌اى عرضه داشت ، گفتم بخرم و در غزو بدان منفعت گيرم ، و چون به فلان شهر رسم بفروشم و در آن سود كنم ، پس بخريدم ، آن شب در خواب ديدم كه دو شخص از آسمان فرود آمدند ، يكى از ايشان يار خود را گفت كه غازيان را بنويس . پس بر او املا كرد و گفت : بنويس كه فلان كس براى تنزّه بيرون آمد ، و فلان براى دنيا ، و فلان براى بازرگانى ، و فلان در راه خداى . پس در من نگريست و گفت : بنويس كه فلان براى بازرگانى بيرون آمد . گفتم : اللّه اللّه ! براى بازرگانى بيرون نيامده‌ام ، و تجارتى ندارم كه در آن بازرگانى كنم ، جز براى غزو بيرون نيامده‌ام . مرا گفت : اى شيخ ، دى توبره‌اى خريدى ، مىخواهى كه در آن سود كنى ؟ بگريستم و گفتم : مرا بازرگان منويس . پس در يار خود نگريست و گفت : چه مىفرمايى ؟ او گفت : بنويس كه به غزو بيرون آمده بود ، الا آن است كه در راه توبره‌اى خريد تا در آن سود كند ، تا خداى تعالى آن چه خواهد در آن حكم فرمايد . و سرىّ سقطى گفت : دو ركعت در خلوت با اخلاص بگزارى به از آن هفتاد حديث يا هفت صد اسناد عالى بنويسى . و يكى از ايشان گفت : در اخلاص ساعتى نجات ابد است ، و ليكن

--> ( 94 ) زىّ ، هيئت . ( 95 ) حرّه ، زن آزاد . ( 96 ) شديار ، شيار ، شخم .